۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۶, سه‌شنبه

زنی بنام زمین-امید عطایی فرد

کلیدواژه ها: زن، زمین، فرشته ها، ایزد، ایزدان، زنان، اوستا، زرتشتی، آریایی، سپندارمذ، نگهبان، اسفند، اسفندگان، امشاسپندان، جشنهای ایرانی، سپنتا، سپنتاآرمئیتی

در این پُست مشتاقم تا خوانندگان و جویندگان ادب و فرهنگ و عرفان و متافیزیک راستین را، با نوشتاری درخشان از استاد مهر و دانش و ادب و فرهنگ و عرفان، مهربان امید عطایی فرد،با نام "زنی به نام زمین"، فراخوان کنم. پیشکش به جویندگان فرهنگ و مهر و مطمئنم که دل-آسا و شادبهر خوانندگان خواهد شد.

نوشته : استاد امید عطایی فرد
به مناسبت 29 بهمن ( 5 اسفند باستانی )
در گاهشمار باستانی ایرانیان ، هر یک از دوازده ماه سال دارای سی روز بود و هر روز به نام یکی از ایزدان خوانده می شد . در میان سی اسم روزها ، دوازده روز با یکی از ماههای سال هم نام بود . برای نمونه هنگامی که روز تیر از ماه تیر یا روز مهر از ماه مهر فرا میرسید ، مردم به جشن می پرداختند . ایرانیان باستان به گونه ای نمادین هر پدیدار زمینی را دارای پاینده ای آسمانی به نام «ایزد» یا «امشاسپند» می دانستند که در این میان ، ایزد بانوی اسپندارمذ ( اسفند ) ، نگاهبان زمین به شمار می رفت .
پیش از پرداختن به این امشاسپند ، نخست به نمایه زنانه زمین می نگریم و اینکه چرا پنجم اسفند ( 29 بهمن گاهشمار کنونی ) ( روز اسپندارمذ) در ایران باستان «روز زن » خوانده می شد .
در چند قسمت از اوستا ، همسازی و همنوایی زنان و زمین را اینگونه میخوانیم : « آن زن پرهیزکار و این زمین در برگیرنده ما را سرور زنان می خوانیم »(یسنا ،31:1).« اینک زمین را می ستاییم ، زمینی که ما را در آغوش دارد .ای اهوره مزدا ، زنان را می ستاییم ، زنانی که از آن تو به شمار می آیند و از بهترین راستی بر خوردارند » (یسنا،38:1).« زمینی که دیر زمانی کشت نشده بماند و بذری بر آن نیفشانند ، نا شادکام و خواهان بذر افشانی است ، همچون دوشیزه ای خوش اندام که دیر زمانی بی فرزند مانده باشد و همسری نیک آرزو کند . کسی که زمین را با دستهایش از چپ و راست بکارد ، زمین به او فراوانی می بخشد ، به سان باکره ای که به سرای همسر می رود و برایش فرزندانی می زاید ، زمین نیز میوه های فراوان به بار می آورد »(وندیداد،25و3:24).
در کتاب پهلوی «بن دهش» نیز زمین : ماده و آسمان : نر دانسته شده است . مولانا جلال الدین بلخی می گوید :
آسمان ، مرد و زمین ، زن در خرد هر چه آن انداخت ، این می پرورد
هست سرگردان فلک اندر زَمَن همچو مردان گرد مکسب بهر زن
وین زمین کدبانویی ها می کند بر ولادت و رضاعش می تند
پس زمین و چرخ را دان هوشمند چون که کار هوشمندان می کنند
و زمانی که آدمیان نادان ، زمین هوشمند را می آزارند ، خروش روانش تا چرخ می رسد و به درگاه دادار ، این گونه گله می گذارد : « پیکره ساز من که بود ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ خشم و چپاول و ستم ، مرا میان گرفته است . پشت و پناه من تویی ، یاور من کدام کس است ؟»(یسنا،29:1)« چه هنگام چنین کسی با دستان توانایش مرا یاری می دهد ؟»(29:9).
زمین زیبا و نازکدل ، از دیدگاه درون بینا و عارفان ، در آغاز ، زاده ای آزاد از هر زیان و پالوده ای از همه پلیدیها بود و در فرگشت آفرینش است :
که از آتش و آب و از باد و خاک شود تیره روی زمین تابناک
در « زراتشت نامه » از زبان « سپندار مذ » آمده است :
چنین است فرمان داد آفرین که پاکیزه دارند روی زمین
ز خون و پلیدی و مردگان نباید که آلوده باشد جهان
به جایی که نبود بر او کشتزار نه آب روان را بر او برگذار
نسا و پلیدی بدانجا برند که مردم بر آن راه برنگذرند
چو آباد باشد به کشت و به کار به مردم رسد سود از او بی شمار
به گیتی بود آن کسی بهترین که کوشد به آباد کردن زمین
چو بشنودی این پند را کار بند که پندی است شایسته و سودمند

اسفندگان ، روز سپاس از زنان

در گاهشمار کهن ، پنجم اسفند را که به نام ایزد بانو اسپندارمذ بود ، جشن می گرفتند و روز «زن» به شمار می آوردند . در تقویم کنونی این روز به 29 بهمن ماه افتاده است . از چگونگی این جشن ، آگاهی چندانی به جای نمانده است . ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می نویسد : « اسفندارمذماه : روز پنجم آن ، روز اسفندارمذ است و برای اتفاق دو نام ، آن را چنین نامیده اند و معنای آن : عقل و حلم است . و اسفندارمذ فرشته موکل به زمین است و نیز بر زنهای درستکار ، عفیف ، شوهر دوست و خیرخواه موکل است . در زمان گذشته ، این ماه و به ویژه این روز ، عید زنان بوده و در این عید ، مردان به زنان بخشش می نمودند و هنوز این رسم در اصفهان ، ری و دیگر بلدان پهله ( سرزمین های پهلوی زبان ) باقی مانده و به فارسی مزدگیران می گویند » .
در « برهان قاطع » نیز چنین آمده است : « در این روز ، جشن سازند و عید نمایند . نیک است رخت نو پوشیدن و درخت نشاندن در این روز به اعتقاد ایشان . و به معنی زمین هم گفته اند . و نام فرشته ای هم هست که موکل زمین و درخت ها و جنگل هاست و مصالح این ماه ، بدو تعلق دارد » .
به نوشته « بن دهش » هر گلی از آن یکی از امشاسپندان می باشد و برای اسپندارمذ ، گل « پلنگ مشک » را نیاز می نمودند .

اسپندارمذ ، ایزد نگاهبان زمین

در کتاب پهلوی « گزیده های زاد سپرم » ایزد اسپندارمذ این گونه نموده شده است : دوشیزه ای با جامه تابناک و کمربند زرین که بر آن سی وسه بند به چشم می خورد . مادر همه زایشمندان روی زمین است و از برای سرشت مادری و نیک مهری ، همه آفریدگان را که فرزندان اویند ، می بخشاید . این امشاسپند افزون بخش ، هرگز خواهشی از اورمزد نمی خواهد ؛ زیرا به سبب درست اندیشی ، تا فرجام جهان ، بردبار و بدون شکایت است .
کتاب « بن دهش » نیز درباره این مادر باکره می گوید : نیکویی وی در قناعت است . همه بدیهایی را که بر زمین می رسد ، فرو می خورد . او را کمال اندیشی اینکه همه بدی را که به او کنند ، به خرسندی بپذیرد . او را رادی (بخشندگی) اینکه همه آفریدگان از او زنده اند .
در « روایت پهلوی » نخستین مرد گیتی ( کیومرد ، کیومرث ) از مام زمین ( اسپندارمذ ) زاده می شود : مردم از آن گل اند که گیومرث را از آن ساخت ؛ به سان نطفه در اسپندارمذ ( زمین ) جای داد و گیومرت را اسپندار مذ ، بیافرید و زاد .
در گاتها ( سروده های زرتشت ) می خوانیم که اسپندارمذ ، آدمی را پاکی می بخشد (51:21). پناهگاه نیک ماست و پایداری و توانایی را به ما ارزانی می دارد . اهوره مزدا در پرتو اشه ( عشق ، نظم ) از آغاز زندگی ، گیاهان را بر آن برویانید(48:6).نام سپندارمذ از ریشه « س پنت آرم ئیتی » می باشد . سپنت یا سپند را پاک و مقدس ، و نیز افزاینده ، معنی کرده اند . «آرم»+پسوند «ئیتی» می تواند به معنی رامش بخش باشد . بنابراین سپندارمذ می شود : « رامش بخش » یا « فزاینده پاک » .
در گاتها بارها این ایزد به گونه « آرمئیتی » آمده و دور نیست که اسطوره « باغ ارم » با چشمداشت به زمین بهشتی ساخته و پرداخته شده باشد .
« مسعود سعد سلمان » درباره این روز سروده :
سپندار مذ روز خیز ای نگار سپندار ما را و جام می آر
می آر از پی آنکه بی می نشد دلی شادمان و تنی شاد خوار
سپندار بی آنکه چشم بدان بگرداند ایزد از این روزگار

یاری نامه :
- فرهنگ نامهای اوستا / هاشم رضی
- گاتها / ترجمه ح . وحیدی
- اوستا / گزارش ج . دوستخواه
- بن دهش / ترجمه مهرداد بهار
- روایت پهلوی / ترجمه مهشید میرفخرایی
- گزیده های زادسپرم / ترجمه راشد محصل
نویسنده : امید عطایی فرد
چاپ شده در روزنامه اطلاعات چهارشنبه 5 اسفند 1383



عرفان آریایی-استاد امید عطایی فرد



عرفان آریایی، فرانمود (تشریح) دلکش و کم مانندی ست بر الماس فرهنگ ایران یعنی عرفان آریایی یا ایرانی. این کتاب ارزنده و کم مانند که سالها جایش در پهنه فرهنگ دلاویز و عرفان دلکش ایرانی خالی میبود، به یاری دانش و خامه و کوشش فرهنگی استاد امید عطایی فرد، فرزند روانشاد احمد عطایی بزرگ-مالک و پایه گذار انتشارات عطایی، و از همین انتشارات در شمارگانی کم و سیسد و نود رویه، منتشر شده است.

استاد امید عطایی فرد، در این کتاب پرگوهر کوشیده است ریشه های راستین عرفانهای درست و راست جهانی را که سرچشمه پاک فرهنگ اهورایی ایران زمین را در خود دارد، برای رهروان فرهنگ و عرفان و متافیزیک، نشان دهد.

ایشان در این کار بسیار ارزنده از گاتهای۸۵۰۰ ساله اشوزرتشت، یشتهای اوستای پاک، دفترهای ارجمند پهلوی همچون دینکرد و بن دهش، و سپس شاهکارهای هنر و عرفان جهان و ایران یعنی شاهنامه فردوسی بزرگ و آریامنش، حافظ مهرآیین و شیواسخن، و بخشی دیگر از هنر عرفان پارسی (دوره ی پساتازش اسلام به ایران) بهره برده اند.
نویسنده هتا کوشیده ریشه های ایرانی عرفان وزین سرخپوستی را که گاهی در خمیرمایه ی نوشتارهای عارفان و استادانی چون کارلوس کاستاندا، وجود دارند، یافته و به مخاطب نشان دهد.

آشنایی عالی  عطایی فرد، با زبانهای اوستایی و پهلوی و چیرگی او بر آموزه های فرهنگی و عرفانی آریایی و شعبه های آن و عرفانها و فرهنگهای برگرفته از فرهنگ ایران، و دلیری او در بیان راستیها هتا با وجود مشکل چاپ این کتاب در ایران، و توانایی کم مانند وی در فهم و بیان آموزه های فرهنگی و استوره ای و عرفانی، این اثرش را همچون دیگر آثارش، دلکش و مغلطه زدا و راستی گستر و سودمند کرده است.

استاد عطایی فرد، هتا به بخشهای نیک مثنوی معنوی مولوی بلخی و باورهایش، و ریشه های مغانه و مزدایی باورهای عرفان هندی، بودایی، و بویژه عرفان مهری (مهریسنا) که روش و منش و طریقت پاک و شریف آیین زرتشتی نیز میباشد، پرداخته اند
 و هتا در آغاز این کتاب پربارشان، تکلیف خود را با عارفان دروغین روشن کرده است.
خوانش این نسک، دستکم خواننده را به پرهیز از تقلید عارفان و عرفانهای دروغین، رهنمون کرده و سپس ایشان را با عرفان های راستین جهان همچون عرفانهای خردمندان که همگی تاروپودهای ناگسستنی از فرهنگ اورمزدی ایران را دارند، آشنا خواهد کرد

افزون بر این، خوانتده های این نسک (کتاب)، هر چه بیشتر به خودشناسی و خود درست بینی، و سپس خودکاوی و خودسازی و خداشناسی درست و راستین بر پایه خشنودی یزدان راستین یا اهورامزدا، مشتاق و کامیاب خواهند شد.


فرهنگ و عرفان پاک یزدان را میستاییم