۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۶, سه‌شنبه

زنی بنام زمین-امید عطایی فرد

کلیدواژه ها: زن، زمین، فرشته ها، ایزد، ایزدان، زنان، اوستا، زرتشتی، آریایی، سپندارمذ، نگهبان، اسفند، اسفندگان، امشاسپندان، جشنهای ایرانی، سپنتا، سپنتاآرمئیتی

در این پُست مشتاقم تا خوانندگان و جویندگان ادب و فرهنگ و عرفان و متافیزیک راستین را، با نوشتاری درخشان از استاد مهر و دانش و ادب و فرهنگ و عرفان، مهربان امید عطایی فرد،با نام "زنی به نام زمین"، فراخوان کنم. پیشکش به جویندگان فرهنگ و مهر و مطمئنم که دل-آسا و شادبهر خوانندگان خواهد شد.

نوشته : استاد امید عطایی فرد
به مناسبت 29 بهمن ( 5 اسفند باستانی )
در گاهشمار باستانی ایرانیان ، هر یک از دوازده ماه سال دارای سی روز بود و هر روز به نام یکی از ایزدان خوانده می شد . در میان سی اسم روزها ، دوازده روز با یکی از ماههای سال هم نام بود . برای نمونه هنگامی که روز تیر از ماه تیر یا روز مهر از ماه مهر فرا میرسید ، مردم به جشن می پرداختند . ایرانیان باستان به گونه ای نمادین هر پدیدار زمینی را دارای پاینده ای آسمانی به نام «ایزد» یا «امشاسپند» می دانستند که در این میان ، ایزد بانوی اسپندارمذ ( اسفند ) ، نگاهبان زمین به شمار می رفت .
پیش از پرداختن به این امشاسپند ، نخست به نمایه زنانه زمین می نگریم و اینکه چرا پنجم اسفند ( 29 بهمن گاهشمار کنونی ) ( روز اسپندارمذ) در ایران باستان «روز زن » خوانده می شد .
در چند قسمت از اوستا ، همسازی و همنوایی زنان و زمین را اینگونه میخوانیم : « آن زن پرهیزکار و این زمین در برگیرنده ما را سرور زنان می خوانیم »(یسنا ،31:1).« اینک زمین را می ستاییم ، زمینی که ما را در آغوش دارد .ای اهوره مزدا ، زنان را می ستاییم ، زنانی که از آن تو به شمار می آیند و از بهترین راستی بر خوردارند » (یسنا،38:1).« زمینی که دیر زمانی کشت نشده بماند و بذری بر آن نیفشانند ، نا شادکام و خواهان بذر افشانی است ، همچون دوشیزه ای خوش اندام که دیر زمانی بی فرزند مانده باشد و همسری نیک آرزو کند . کسی که زمین را با دستهایش از چپ و راست بکارد ، زمین به او فراوانی می بخشد ، به سان باکره ای که به سرای همسر می رود و برایش فرزندانی می زاید ، زمین نیز میوه های فراوان به بار می آورد »(وندیداد،25و3:24).
در کتاب پهلوی «بن دهش» نیز زمین : ماده و آسمان : نر دانسته شده است . مولانا جلال الدین بلخی می گوید :
آسمان ، مرد و زمین ، زن در خرد هر چه آن انداخت ، این می پرورد
هست سرگردان فلک اندر زَمَن همچو مردان گرد مکسب بهر زن
وین زمین کدبانویی ها می کند بر ولادت و رضاعش می تند
پس زمین و چرخ را دان هوشمند چون که کار هوشمندان می کنند
و زمانی که آدمیان نادان ، زمین هوشمند را می آزارند ، خروش روانش تا چرخ می رسد و به درگاه دادار ، این گونه گله می گذارد : « پیکره ساز من که بود ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ خشم و چپاول و ستم ، مرا میان گرفته است . پشت و پناه من تویی ، یاور من کدام کس است ؟»(یسنا،29:1)« چه هنگام چنین کسی با دستان توانایش مرا یاری می دهد ؟»(29:9).
زمین زیبا و نازکدل ، از دیدگاه درون بینا و عارفان ، در آغاز ، زاده ای آزاد از هر زیان و پالوده ای از همه پلیدیها بود و در فرگشت آفرینش است :
که از آتش و آب و از باد و خاک شود تیره روی زمین تابناک
در « زراتشت نامه » از زبان « سپندار مذ » آمده است :
چنین است فرمان داد آفرین که پاکیزه دارند روی زمین
ز خون و پلیدی و مردگان نباید که آلوده باشد جهان
به جایی که نبود بر او کشتزار نه آب روان را بر او برگذار
نسا و پلیدی بدانجا برند که مردم بر آن راه برنگذرند
چو آباد باشد به کشت و به کار به مردم رسد سود از او بی شمار
به گیتی بود آن کسی بهترین که کوشد به آباد کردن زمین
چو بشنودی این پند را کار بند که پندی است شایسته و سودمند

اسفندگان ، روز سپاس از زنان

در گاهشمار کهن ، پنجم اسفند را که به نام ایزد بانو اسپندارمذ بود ، جشن می گرفتند و روز «زن» به شمار می آوردند . در تقویم کنونی این روز به 29 بهمن ماه افتاده است . از چگونگی این جشن ، آگاهی چندانی به جای نمانده است . ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می نویسد : « اسفندارمذماه : روز پنجم آن ، روز اسفندارمذ است و برای اتفاق دو نام ، آن را چنین نامیده اند و معنای آن : عقل و حلم است . و اسفندارمذ فرشته موکل به زمین است و نیز بر زنهای درستکار ، عفیف ، شوهر دوست و خیرخواه موکل است . در زمان گذشته ، این ماه و به ویژه این روز ، عید زنان بوده و در این عید ، مردان به زنان بخشش می نمودند و هنوز این رسم در اصفهان ، ری و دیگر بلدان پهله ( سرزمین های پهلوی زبان ) باقی مانده و به فارسی مزدگیران می گویند » .
در « برهان قاطع » نیز چنین آمده است : « در این روز ، جشن سازند و عید نمایند . نیک است رخت نو پوشیدن و درخت نشاندن در این روز به اعتقاد ایشان . و به معنی زمین هم گفته اند . و نام فرشته ای هم هست که موکل زمین و درخت ها و جنگل هاست و مصالح این ماه ، بدو تعلق دارد » .
به نوشته « بن دهش » هر گلی از آن یکی از امشاسپندان می باشد و برای اسپندارمذ ، گل « پلنگ مشک » را نیاز می نمودند .

اسپندارمذ ، ایزد نگاهبان زمین

در کتاب پهلوی « گزیده های زاد سپرم » ایزد اسپندارمذ این گونه نموده شده است : دوشیزه ای با جامه تابناک و کمربند زرین که بر آن سی وسه بند به چشم می خورد . مادر همه زایشمندان روی زمین است و از برای سرشت مادری و نیک مهری ، همه آفریدگان را که فرزندان اویند ، می بخشاید . این امشاسپند افزون بخش ، هرگز خواهشی از اورمزد نمی خواهد ؛ زیرا به سبب درست اندیشی ، تا فرجام جهان ، بردبار و بدون شکایت است .
کتاب « بن دهش » نیز درباره این مادر باکره می گوید : نیکویی وی در قناعت است . همه بدیهایی را که بر زمین می رسد ، فرو می خورد . او را کمال اندیشی اینکه همه بدی را که به او کنند ، به خرسندی بپذیرد . او را رادی (بخشندگی) اینکه همه آفریدگان از او زنده اند .
در « روایت پهلوی » نخستین مرد گیتی ( کیومرد ، کیومرث ) از مام زمین ( اسپندارمذ ) زاده می شود : مردم از آن گل اند که گیومرث را از آن ساخت ؛ به سان نطفه در اسپندارمذ ( زمین ) جای داد و گیومرت را اسپندار مذ ، بیافرید و زاد .
در گاتها ( سروده های زرتشت ) می خوانیم که اسپندارمذ ، آدمی را پاکی می بخشد (51:21). پناهگاه نیک ماست و پایداری و توانایی را به ما ارزانی می دارد . اهوره مزدا در پرتو اشه ( عشق ، نظم ) از آغاز زندگی ، گیاهان را بر آن برویانید(48:6).نام سپندارمذ از ریشه « س پنت آرم ئیتی » می باشد . سپنت یا سپند را پاک و مقدس ، و نیز افزاینده ، معنی کرده اند . «آرم»+پسوند «ئیتی» می تواند به معنی رامش بخش باشد . بنابراین سپندارمذ می شود : « رامش بخش » یا « فزاینده پاک » .
در گاتها بارها این ایزد به گونه « آرمئیتی » آمده و دور نیست که اسطوره « باغ ارم » با چشمداشت به زمین بهشتی ساخته و پرداخته شده باشد .
« مسعود سعد سلمان » درباره این روز سروده :
سپندار مذ روز خیز ای نگار سپندار ما را و جام می آر
می آر از پی آنکه بی می نشد دلی شادمان و تنی شاد خوار
سپندار بی آنکه چشم بدان بگرداند ایزد از این روزگار

یاری نامه :
- فرهنگ نامهای اوستا / هاشم رضی
- گاتها / ترجمه ح . وحیدی
- اوستا / گزارش ج . دوستخواه
- بن دهش / ترجمه مهرداد بهار
- روایت پهلوی / ترجمه مهشید میرفخرایی
- گزیده های زادسپرم / ترجمه راشد محصل
نویسنده : امید عطایی فرد
چاپ شده در روزنامه اطلاعات چهارشنبه 5 اسفند 1383



عرفان آریایی-استاد امید عطایی فرد



عرفان آریایی، فرانمود (تشریح) دلکش و کم مانندی ست بر الماس فرهنگ ایران یعنی عرفان آریایی یا ایرانی. این کتاب ارزنده و کم مانند که سالها جایش در پهنه فرهنگ دلاویز و عرفان دلکش ایرانی خالی میبود، به یاری دانش و خامه و کوشش فرهنگی استاد امید عطایی فرد، فرزند روانشاد احمد عطایی بزرگ-مالک و پایه گذار انتشارات عطایی، و از همین انتشارات در شمارگانی کم و سیسد و نود رویه، منتشر شده است.

استاد امید عطایی فرد، در این کتاب پرگوهر کوشیده است ریشه های راستین عرفانهای درست و راست جهانی را که سرچشمه پاک فرهنگ اهورایی ایران زمین را در خود دارد، برای رهروان فرهنگ و عرفان و متافیزیک، نشان دهد.

ایشان در این کار بسیار ارزنده از گاتهای۸۵۰۰ ساله اشوزرتشت، یشتهای اوستای پاک، دفترهای ارجمند پهلوی همچون دینکرد و بن دهش، و سپس شاهکارهای هنر و عرفان جهان و ایران یعنی شاهنامه فردوسی بزرگ و آریامنش، حافظ مهرآیین و شیواسخن، و بخشی دیگر از هنر عرفان پارسی (دوره ی پساتازش اسلام به ایران) بهره برده اند.
نویسنده هتا کوشیده ریشه های ایرانی عرفان وزین سرخپوستی را که گاهی در خمیرمایه ی نوشتارهای عارفان و استادانی چون کارلوس کاستاندا، وجود دارند، یافته و به مخاطب نشان دهد.

آشنایی عالی  عطایی فرد، با زبانهای اوستایی و پهلوی و چیرگی او بر آموزه های فرهنگی و عرفانی آریایی و شعبه های آن و عرفانها و فرهنگهای برگرفته از فرهنگ ایران، و دلیری او در بیان راستیها هتا با وجود مشکل چاپ این کتاب در ایران، و توانایی کم مانند وی در فهم و بیان آموزه های فرهنگی و استوره ای و عرفانی، این اثرش را همچون دیگر آثارش، دلکش و مغلطه زدا و راستی گستر و سودمند کرده است.

استاد عطایی فرد، هتا به بخشهای نیک مثنوی معنوی مولوی بلخی و باورهایش، و ریشه های مغانه و مزدایی باورهای عرفان هندی، بودایی، و بویژه عرفان مهری (مهریسنا) که روش و منش و طریقت پاک و شریف آیین زرتشتی نیز میباشد، پرداخته اند
 و هتا در آغاز این کتاب پربارشان، تکلیف خود را با عارفان دروغین روشن کرده است.
خوانش این نسک، دستکم خواننده را به پرهیز از تقلید عارفان و عرفانهای دروغین، رهنمون کرده و سپس ایشان را با عرفان های راستین جهان همچون عرفانهای خردمندان که همگی تاروپودهای ناگسستنی از فرهنگ اورمزدی ایران را دارند، آشنا خواهد کرد

افزون بر این، خوانتده های این نسک (کتاب)، هر چه بیشتر به خودشناسی و خود درست بینی، و سپس خودکاوی و خودسازی و خداشناسی درست و راستین بر پایه خشنودی یزدان راستین یا اهورامزدا، مشتاق و کامیاب خواهند شد.


فرهنگ و عرفان پاک یزدان را میستاییم

۱۳۹۹ فروردین ۱۲, سه‌شنبه

زرتشت؛ بزرگترین چیستان تاریخ-امید عطایی فرد

بزرگترین چیستان تاریخ؛



#زاراتس کلدانی، #زرتشت سوری، #زرتشت پامفیلایی، #زرتشت باکتریایی (باختری)، #زرتشت بلخی، #زرتشت آشوری، #زرتشت #مغ و... همه اینها از آن پیام آوری است که چهره راستین او در پس غباری از هزاره ها پوشیده مانده؛ آشنایی ناشناخته! #زرتشت بزرگترین چیستان و شگفت ترین چهره تاریخی و استوره ایست. درباره هیچ بینشوری چون او، پژوهشگران با پرسش ها و نگرش های گوناگون، رویارو نبوده اند: پیشه اش را از افسونگر قبیله گرفته تا کارگزار دربار #هخامنشی دانسته اند؛ زادگاهش را از #خوارزم و #بلخ تا #ری و #آذرآبادگان کشانده اند؛ و در آرای ایشان درباره سالزاد #زرتشت، شکافی به ژرفای #شش_هزار_سال است. #هنینگ در کتاب «#زرتشت: سیاستمدار یا #جادوگر» می نویسد: «هر پژوهنده ای که به دو تصویر #زرتشت، یکی اثر #هرتسفلد و دیگری اثر #نیبرگ بنگرد و درباره آنها بیندیشد، بی گمان دچار سرگیجه می شود. چگونه ممکن است که دو محقق طراز اول که منابعشان دقیقاً یکی است، به نتایجی برسند که نقطه مقابل هم باشد؟ این #زرتشت_هرتسفلد: سیاستمدار پشت پرده و اشرافی تبعیدی است که وقتی از توطئه و شایعه، در می ماند، به قبایل رو می کند؛ و این هم #زرتشت_نیبرگ: انسان ماقبل تاریخ و #جادوگر باده گسار که در جایگاهی مسخره، اورادی بی معنی می خواند. #زرتشت_هرتسفلد واقعاً ناقص و نابسنده است؛ واقعاً چرا این سیاستمدار گمنام و پنهان کار که هیچ فضیلت ویژه ای نداشت، باید اصلاً در یاد بماند؟ #نیبرگ دستکم برای #زرتشت مقام پیامبری قائل است؛ ولی #جادوگر سرمست او چندان تمایزی با خیل #جادوگران سرمست دیگر ندارد که هرکدام در هر نسلی در تمام قبایل آسیای میانه، نزد ارواح از افراد قبیله خود شفاعت می کردند».

به راستی #زرتشت که بود و چه اندیشه هایی داشت؟ در کدام زمان و کدام مکان به دنیا آمده بود؟ پاسخ این پرسش ها و کلید کاوش هایی که باید انجام بگیرد، در این نکته ساده نهفته است که نخست می بایست #زرتشت_استوره ای را از #زرتشت_تاریخی جدا کنیم؛ و سپس #زرتشت های تاریخی را از یکدیگر بازشناسیم. آری، زندگی چند تن که #زرتشت خوانده می شدند، با یکدیگر آمیخته شده و مایه گمراهی و آشفتگی گردیده است؛ هر چند که از زمان های دیرین به این نکته پی برده بودند.

#سوئیداس Suidas یونانی در سال های نزدیک به ۹۷۰ پس از مسیح می زیسته. فرهنگی از او مانده که نام بسیاری از مردمان نامی روزگاران گذشته در آن یاد شده. در این کتاب از دو #زرتشت نام می برد: یکی دانای #پارس و #ماد که #پنج_هزار_سال پیش از #جنگ_ترویا می زیسته؛ دیگری #اخترشناسی بوده در زمان #نینوس.

#آگاسیاس Agathisa این پرسش را درباره #زرتشت دارد که آیا در زمان #گشتاسپ_هخامنشی می زیسته یا #گشتاسپی دیگر؟ #پولینیوس Polinius از یک #زرتشت نام برده که در #جزیره_پروکونه_سوس Proconesus می زیست. بسیاری از نویسندگان #یونانی و #رومی، از یک #زرتشت نام برده اند که فرمانروای #ماد بود و در جنگ با #نینوس، شاه #بابل، کشته شد.

#آبه_فوشه Abbe Foucher می نویسد: دانشمندان با میل وجود چند #زرتشت را می پذیرند. این یک راه حل آسانی است برای رهایی از سختی. اما باید کوشید تا این #زرتشت های چندگانه را در #تاریخ یافت و زمان آنها و معاصر بودن آنان با #پادشاهان و غیره را تعیین کرد.

#میرزا_آقاخان_کرمانی می نویسد: #زرتشت اسم نوع است و نمی دانیم چند #زرتشت بوده اند و از چه سبب آنان را #زرتشت نامیده اند. لفظ #زرتشت مأخوذ از #آذرهوش است به معنی #عقل_روشن؛ چنانکه هم اکنون میان مردم #چرکس (مردمی در #قفقاز) لغت #زرتشت به معنی #عقل_روشن به کار می رود.

بنابراین در می یابیم که #زرتشت یک لقب دینی است و نه یک نام فردی؛ اسم خاص است و نه اسم عام. یادآور می شود نام سراینده #گاتها که نخستین #زرتشت به شمار می رود، بر پایه #یسنا (۶۷:۲) #مهریشت (۱ و ۲ و ۱۱۸ و ۱۱۹) #سپیتمان بوده است. از سوی دیگر به گمان می رسد تنها کسانی درجه و لقب #زرتشت را دریافت می کردند که از تبار وی بوده باشند. اگرچه پژوهندگان بر این باورند که برجسته ترین پیروان و جانشینان #زرتشت را #زرتشتوم می خواندند و معنایش را «#زرتشت_سان» و «مانند #زرتشت» دانسته اند، اما شاید #زرتشتوم به معنی: «#زرتشت تخمه» و «از نژاد #زرتشت» درست تر باشد، زیرا در سنت #زرتشتی از جانشینی پسران وی مانند «اوروَتَدنَر» یاد شده که رهبری #باروی_جم (آرمانشهر پنهان) با اوست. «دیئوکریزستوم» از فرزندان #زرتشت به گونه نخستین پیروان وی یاد کرده است. همچنین در هزاره های پایانی جهان، سه نواده #زرتشت: #هوشیدر، #هوشیدر_ماه و #سوشیانت زمام زمان را به دست می گیرند.

«ما فروهرهای وابسته به خانمان و روستا و شهر و کشور و #زرتشتوم را می ستاییم». (فروردین یشت، ۲۰)


{نسک پیامبر آریایی نوشته ی امید عطایی فرد}
این نسک (کتاب) ارزشمند را حتمن بخوانید
کتابی ست کم مانند که هرکس آن را یکبار بخواند، بهترین لذت و آگاهی را خواهد چشید!

۱۳۹۹ فروردین ۹, شنبه

نوروز و جمشید، و ایرانیان -امید عطایی فرد


جمشيد نماد نوروز است‌؛ همان‌ گونه‌ كه‌ فريدون‌ نماد مهرگان‌ به‌ شمار مي‌آيد. در زبان‌ رمزآميز استوره‌، پادشاه‌ نمايه‌اي‌ از خورشيد مي‌باشد. تاج‌: برگرفته‌ از پرتو و شعاع‌ خورشيد؛ تخت‌: برگرفته‌ از چهارگوشة‌ آسمان‌؛ و عصا: برگرفته‌ از آذرخش‌ است‌. اين‌ سروده‌ها راهنماي‌ خوبيست‌:

بدانگه‌ كه‌ خورشيد بنمود تاج‌
برآمد نشست‌ از بر تخت‌ عاج‌
به‌ برج‌ بره‌ تاج‌ بر سر نهاد
ازو خاور و باختر گشت‌ شاد
چو خورشيد بر تخت‌ زرين‌ نشست‌
شب‌ تيره‌ رخسار خود را ببست‌



دومين‌ نكته‌ دربارة‌ همبستگي‌ جمشيد با خورشيد اين‌ است‌ كه‌ جمشيد داراي‌ جام‌ جهان‌ نماست‌. در ادب‌ پهلوي‌ و پارسي‌ نيز خورشيد بسان‌ يك‌ جام‌ نموده‌ شده‌ است‌:
چنين‌ تا پديد آمد آن‌ زرد جام‌
كه‌ خورشيد خواني‌ مر او را به‌ نام



‌ سوم‌ اينكه‌ «هرمز روز» يا سرآغاز بهار را «روز پيروزي‌» مي‌دانستند. جمشيد:
سر سال‌ نو، هرمزِ فَروَدين‌
برآسوده‌ از رنج‌: تن‌، دل‌: زِكين‌
به‌ نوروز نو، شاه‌ گيتي‌ فروز
بر آن‌ تخت‌ بنشست‌ فيروز روز


«فيروز روز» يادآور گوشه‌اي‌ از آيين‌ نوروزي‌ در زمان‌ ساسانيان‌ است‌ كه‌ پيكي‌ به‌ نام‌ «پيروزي‌» مژدة‌ آمدن‌ بهار را براي‌ پادشاه‌ مي‌آورد و امروزه‌ به‌ گونه‌ «حاجي‌ فيروز» درآمده‌ است‌. ابوريحان‌ بيروني‌ در كتاب‌ آثارالباقيه‌ اشاره‌ كرده‌ كه‌ ايرانيان‌ باستان‌ به‌ فرشته‌اي‌ به‌ نام‌ فيروز يا پيروز اعتقاد داشتند كه‌ در نوروز به‌ زمين‌ مي‌آمد و به‌ آن‌، بركت‌ مي‌بخشيد. به‌ هر روي‌، فروردين‌، ماه‌ فره‌بخش‌ و پيروز بخت‌ بوده‌ است‌:
جهان‌ انجمن‌ شد بر تخت‌ او
از آن‌ بر شدة‌ فرة‌ بخت‌ او
بزرگان‌ به‌ شادي‌ بياراستند
مِي‌ و رود و رامشگران‌ خواستند
چنين‌ جشن‌ فرخ‌ از آن‌ روزگار
بمانده‌ از آن‌ خسروان‌ يادگار


چهارمين‌ نكته‌ اينجاست‌ كه‌ نوروز هنگام‌ برابري‌ روز و شب‌ و اعتدال‌ (عدل‌) مي‌باشد. از اين‌ رو، جمشيد يا خورشيد نوروزي‌ را دادگر خوانده‌اند و گفته‌اند: «زمانه‌ بر آسوده‌ از داوري‌.» 


{برگرفته از کتاب: مرز مزدایی}

استاد امید عطایی فرد

معرفی بیشتر استاد امید عطایی فرد

استاد امید عطایی فرد، زاده فروردین ۸۵۲۴ مزدایی زرتشتی برابر با ۲۵۲۴ هخامنشی ایرانی و برابر با ۱۳۴۴ خیامی، پژوهشگر تاریخ باستان و پیشااسلامی ایران، ایرانشناس، استوره شناس، شاهنامه شناس، ادیب و عارف بهدین ایرانی است.
ایشان به زبانهای اوستایی، پهلوی، انگلیسی و اسپرانتو، آشنایی و چیرگی دارند. وی همچنین، بنیانگذار نهادهایی چون اشا در ایران میبوده است. از ایشان، کتابها و نوشتارهای کم مانند و درخشان بسیاری در حوزه های ادب و فرهنگ و استوره های ایرانزمین و فلسفه ی کشورداری فرهمند ایرانی و ایرانیان، به چاپ رسیده است. بیشتر کتابهای ایشان را انتشارات عطایی، آشیانه کتاب، و نیز اطلاعات، به چاپ رسانیده اند. شماری از کتابهای ایشان، کمیاب شده اند.
دقت و هوشیاری ایشان در هنجارمندی امانتداری در ترگمان متونی همچون گاتها و متون گاسانیک و دیگر متنهای اوستایی و پهلوی، پرهیز از محافظه کاری های نابجای رایج و غرضورزانه در حوزه های آکادمیک، راستی ستایی و دروغستیزی ایشان و نیز کوشش های چند دهه ای وی، برای گشودن چیستان های دشوار تاریخی همچون چیستان وجود چندین زرتشت در تاریخ ایران، در کنار مغلطه زدایی های ارجمند اما نیرومند و گواهمند او از پژوهشهای دیگر ایرانشناسان و دیگر شاهنامه شناسان، بارها وی را در میان نخبگان فرهنگی معاصر و سپستر جوانان و میهنپرستان و راستیجویان و بینشوران خردگرا و فرهنگبان، به محبوبیت فراوان و البته ویژه کشاند.ویژه از این نگر که وی بارها در مناظرات فرهنگی و البته کلیدی پیروز و چیره بر هماوردانش میبوده است و میباشد و توانایی و دانایی کم مانند برای زدایش ناسره ها از سره ها را انجام داده است
نیز ایشان فرزند روانشاد احمد عطایی، بنیانگذار انتشارات نیکنام و پرآوازه عطایی و از خانواده و خاندانی نیکمنش و فرهنگبان میباشد.

بسیاری از دوستداران فرهنگ ایران زمین توانسته اند با خوانش آثار استاد عطایی فرد، به درجات والای عرفان ایرانی در کنار فرهنگ آموزی و بینشمندی برسند.
این عارف و پژوهشگر و ایرانشناس برجسته ی ایران و ایرانیان، در جرگه تنها پژوهشگران دانا و البته بیغرضی ست که همواره سدراه ایرانستیزان، بازدار ایرانگریزان و ایرانشناسان و پژوهشگران کم-آگاه یا غرضورز بوده و میباشد.

شماری از کتابهای ایشان عبارتند از:

پیامبر آریایی؛ کتابی بسیار کم مانند که همه رویه هایش، گنجینه ای از ایرانشناسی و فرهنگ شناسی و استوره شناسی و آوین (اثبات) وجود چندین زرتشت است.
شاید در پهنه فرهنگ و استوره شناسی، هیچ ایرانی نامور و نیکنام همچون امید عطاییفرد، نتوانسته چنین اثر درخشان و مانا را بنگارد
شگفتیهای ایران باستان؛ کتابی کم مانند در حوزه ی مهرازی و گزارشهای مورخان و ادیبان بزرگ درباره ی مهرازی و فن آوریهای ایرانیان پیشااسلامی
در این کتاب هتا، به گفتمان پرهواخواه و چندین دهه ای UFO ها و فرازمینیها از نگاه نیاکان پردانش ما همچون پادشاه های گرامی ایران و شاهنامه فردوسی بزرگ، نمارش (اشاره) و گزارش شده. این کتاب، سرفصل هایی زیبا و نوین درباره ی متافیزیک راستین از نگاه فرهنگ برتر جهان یعنی فرهنگ درخشان ایرانزمین را به گلگشت دیدگان خوانندگان اش میبرد.

دیباچه شاهنامه، به گزارش امید عطایی؛
این نسک درخشان، در کنار دیگر کتاب ایشان یعنی "منم فردوسی شاه شاعران" به نیکی و بهین، خطاهای پژوهشگران کم-آگاه و غرضورز را در بنادرست مسلمان خواندن فردوسی، به چالش و بررسی ژرف میکشاند و هتا در کرداری همایون و بهین، هنایشپذیری فردوسی بزرگ و زرتشتی را در سرایش شاهنامه از کتابهای پهلوی و ساسانی و هتا گاتاهای اوستایی اشوزرتشت سپیتمان، نشان میدهد. این بررسی های کم مانند عطاییفرد، به قدری مستند و گواهمند است که تا کنون پژوهشگران دیگر نتوانسته اند به پژوهشهای او و برآیندهای راستیخواهانه اش، شبهه وارد کنند.
از ویژگیهای دیگر این دو کتاب، اثبات مردود بودن دیدار فردوسی بزرگ با سلطان محمود غزنوی با همه بنچاکهای درخشان تاریخی است.

حافظ در آستانه پیرمغان؛
این کتاب به نیکی، مهر و پایبندی استوار حافظ شیرازی را به دین و منش زرتشتی و روش عرفانی آن یعنی کیش مهر، نشان میدهد

مرز مزدایی: کتابی پر از یافته های زبانشناسی و مردمشناسی و فرهنگ پژوهی و استوره کاوی و استوره شناشی
خوانش ژرف این کتاب مخاطبان فرهنگ را هر چه بیشتر با برتری های همیشگی فرهنگ ایران بر دیگر فرهنگها، آشنا میکند و هتا برای نمونه خواننده با آموخته های بیشتری درباره خنیای ایرانی آگاه خواهد شد.

پادشاهی در استوره و تاریخ ایران
کتابی بسیار پربار برای کسانی که میخواهند به برتری های پادشاهی بر جمهوری و تفاوتهای فلسفی میان پادشاهی ایرانی و سلطنتها و امپراتوریهای ناایرانی و البته برتری بی چون و چرای پادشاهی ایرانی آگاهی های آکادمیک و تاریخی بیابند.
در این کتاب همچنین، خواننده ها با سامانه میهنسالاری و روش شایسته سالاری و برتری هایش بر مردمسالاری یا دموکراسی، به شیوه ای بهین آگاهی میابند.

رازهای ایرانزمین، ایران بزرگ، قبله زرتشت، و آفرینش خدایان و نبرد خدایان، چند کتاب دیگر و پرارزش ایشان هستند که خوانندگان این آثار ایشان را بیشاپیش و بهین، با رازورمزهای اوستایی، وجود چندین زرتشت، آشنا میکند. همچنین بخشی از نوشتارهای درخشان ایشان که مستقل از کتابهای وی میباشند، در کتاب مرز مزدایی ایشان نیز آمده است و خوانندگان را شوق و ذوقی دوچندان میبخشد.



با اینکه استاد امید عطایی فرد و آثار  ارزنده ایشان، محبوب جامعه فرهنگی و ادبی ایران میباشند و نیازی به معرفی بیشتر دیگرانی چون من ندارند، اما خواندن آثار ایشان را به همه راستیجویان و فرهنگ پژوهان، شاهنامه شناسان و شاهنامه پژوهان و بویژه میهنپرستان و ادیبان دانش اندوز ایران، همواره پیشنهاد میکنیم

زنده باد ایران
و فرهنگ پاک نیاکان نیکدل و پردانش ما
و پاینده اندیشه پاک امید عطایی فردها و راه پاک و تابنده و نورگسترشان

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱, شنبه

ایران، دل جهان




همه عالم، تن است و ایران، دل

نیست گوینده زین قیاس، خجل

چون که ایران دل زمین باشد

دل ز تن به بود یقین باشد

"نظامی بزرگ"