جمشيد نماد نوروز است؛ همان گونه كه فريدون نماد مهرگان به شمار ميآيد. در زبان رمزآميز استوره، پادشاه نمايهاي از خورشيد ميباشد. تاج: برگرفته از پرتو و شعاع خورشيد؛ تخت: برگرفته از چهارگوشة آسمان؛ و عصا: برگرفته از آذرخش است. اين سرودهها راهنماي خوبيست:
بدانگه كه خورشيد بنمود تاج
برآمد نشست از بر تخت عاج
به برج بره تاج بر سر نهاد
ازو خاور و باختر گشت شاد
چو خورشيد بر تخت زرين نشست
شب تيره رخسار خود را ببست
دومين نكته دربارة همبستگي جمشيد با خورشيد اين است كه جمشيد داراي جام جهان نماست. در ادب پهلوي و پارسي نيز خورشيد بسان يك جام نموده شده است:
چنين تا پديد آمد آن زرد جام
كه خورشيد خواني مر او را به نام
سوم اينكه «هرمز روز» يا سرآغاز بهار را «روز پيروزي» ميدانستند. جمشيد:
سر سال نو، هرمزِ فَروَدين
برآسوده از رنج: تن، دل: زِكين
به نوروز نو، شاه گيتي فروز
بر آن تخت بنشست فيروز روز
«فيروز روز» يادآور گوشهاي از آيين نوروزي در زمان ساسانيان است كه پيكي به نام «پيروزي» مژدة آمدن بهار را براي پادشاه ميآورد و امروزه به گونه «حاجي فيروز» درآمده است. ابوريحان بيروني در كتاب آثارالباقيه اشاره كرده كه ايرانيان باستان به فرشتهاي به نام فيروز يا پيروز اعتقاد داشتند كه در نوروز به زمين ميآمد و به آن، بركت ميبخشيد. به هر روي، فروردين، ماه فرهبخش و پيروز بخت بوده است:
جهان انجمن شد بر تخت او
از آن بر شدة فرة بخت او
بزرگان به شادي بياراستند
مِي و رود و رامشگران خواستند
چنين جشن فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان يادگار
چهارمين نكته اينجاست كه نوروز هنگام برابري روز و شب و اعتدال (عدل) ميباشد. از اين رو، جمشيد يا خورشيد نوروزي را دادگر خواندهاند و گفتهاند: «زمانه بر آسوده از داوري.»
{برگرفته از کتاب: مرز مزدایی}
استاد امید عطایی فرد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر